وانگ فِی یک ترانه دارد به نام《彼岸花》. اما در واقع دربارهٔ یک گلِ مشخص حرف نمیزند؛ داستان به اسطورهای یونانی برمیگردد.
نام این داستان است:赫洛与勒安得耳
赫洛与勒安得耳 یک اسطورهٔ یونانی است. در کرانهٔ آسیاییِ تنگهٔ هِلِلسپونت—که اروپا و آسیا را از هم جدا میکند—شهری به نام 阿卑多斯 وجود دارد. در آن شهر، جوانی خوشچهره زندگی میکند به نام لئاندر (به یونانی:Λέανδρος، همچنین: 利安德). در آن سوی تنگه، در سِستوس، دختری به نام هیرو (به یونانی:Ἡρώ، همچنین: 希罗) زندگی میکند که «کشیش/مأمور آیینی زن»ِ آفرودیت است.
هیرو و لئاندر عاشق هم میشوند. هر شب لئاندر از میان دریا شنا میکند تا به هیرو برسد، و هیرو همیشه مشعل روشن میکند تا جهت را به او نشان دهد. بعداً در شبی که طوفان میوزد، مشعل بر اثر باد خاموش میشود و لئاندر در آب غرق میگردد. صبحِ روز بعد، هیرو وقتی پیکر لئاندر را در ساحل میبیند، خود را به آب میاندازد و دست به خودکشی میزند.1
彼岸花 - 王菲 词:林夕 曲:王菲 看见的 熄灭了 消失的 记住了 我站在 海角天涯 听见 土壤萌芽 等待 昙花再开 把芬芳 留给年华 彼岸 没有灯塔 我依然 张望着 天黑 刷白了头发 紧握着 我火把 他来 我对自己说 我不害怕 我很爱他
1.
ویکیپدیا—赫洛与勒安得耳:https://zh.wikipedia.org/wiki/赫洛与勒安得耳↩